تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی


با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد                     در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسم عبور كرد                  شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد

 

احساس كرد از همه عالم جدا شده ست

در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

 

در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت          وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت

وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت                   مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت

 

باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست

شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست

 

بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت                      دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت

يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت                    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

 

حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند

دارد غروب فرشچيان گريه مي كند

 

با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد                   بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد

او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد                        حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد

 

در خون كشيد قافيه ها را، حروف را

از بس كه گريه كرد تمام لهوف را

 

اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت              بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت

اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت                 خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت

 

بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود

او كهكشان روشن هفده ستاره بود

 

خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...          پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...

خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...         شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...

 

در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس

شاعر كنار دفترش افتاد از نفس

 

لباس های سیاهمان از عزا نیست ،احرام است محرم شده ایم به ذکر یا حسین

ماه محرم رسید دوباره دعا کنیم صاحبش دستمان را بگیرد

فرا رسیدن ماه محرم را به شما دوست داران اهل بیت و پیروان راستینش تسلیت می گوییم

هنگام لغزش مروارید های دیدگانتان ما را از یاد نبرید

التماس دعا



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مهر 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی
شعر عاشقانه,شعرهای غمگین

چه عاشقانه است این روز های ابری…
چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی…
چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا…
چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق…
و من
چه عاشقانه زیستن را دوست دارم…
عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم…
عاشقانه سرودن را دوست دارم…
عاشقانه نوشتن را دوست دارم…
عاشقانه اشک ریختن را…
عاشقانه خندیدن را دوست دارم…
دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار
بهترین و عاشقانه ترین کسانم…
و من
عاشقانه می گِریَم…
عاشقانه می خندم…
عاشقانه می نویسم…
و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم…

..........................................

تاج ِ مویت دستباف از شهـر ِ تبریز آمده

زرد و نارنجی، طلا رنگ و دل انگیز آمده

چشمهایت امپراتوری ِ عشقی گمشده

سرمه دان ِ نقـــــره با باران ِ یکریز آمده

نازخاتـــون ِ آپا/دانایی و خونخواه ِ عشق

فر ِ بشکوهت سپاهی غرق ِ تجهیز آمده

لشکری پا در رکاب ِ تو درختان صف به صف

تیغی از شاخه به دست و پا به مهمیز آمده

خش خش ِ برگ است و باد از تیسفون تا پارسه

نامه هـــای ِ  پاره ی ِ  خسروی ِ  پرویـــز آمده

طاق ِ کسرای ِ دو ابروی ِ تو بعد از قرنها

فکـــر ِ رویا رو شدن با ظلم ِ چنگیز آمده

تیشه ی ِ فرهاد روی ِ پلک ِ خط ِ میخی ات

حضرت ِ شیرین سوار ِ اسب ِ شبدیـز آمده

تو پوروچیستای ِ زرتشتی و آتشدان به دست

قلبت از شهریـــوری گـــرم و شررخیــــز آمده

غصه ها را تار و مار از خنده ی ِ خود میکنی

ماه ِ مهـــرت با شبی غمگیـــن گلاویز آمده

حکمرانی کن پس از این پادشاه ِ فصلها !

آمدن های ِ تو یعنـــی فصل ِ پاییـــز آمده

شهراد میدری



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | | نویسنده : حمید مختاری

نویسندگان جزوه کلاس دوم

نویسندگان جزوه کلاس اول

تاریخ

مهدیه محمودیان و فریبا برومند

حمید مختاری و فرید معین

شنبه

5/7/93

خدیجه رئیسی و شیوا سید صالحی

سمیرا سهیلی و فرزانه اسحاقی

یک شنبه

6/7/93

کیهان صادقی و محمد امین اسماعیلی

احسان رحیمی و سامان سلیمان پور

دوشنبه

7/7/93

مریم راد و فریماه عابدینی

سمانه فاضلی و نجمه باقری

سه شنبه

8/7/93

شهرزاد خزایی و سحر نیکوزاد

نیلوفر لادریان و گلناز خراسانی زاده

چهارشنبه

9/7/93



تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی
سلام و درود بی کران

یه زخم تازه کم دارم، برای باور پاییز

خرابم کن که دلگیرم، ازاین آبادی پرهیز

منو تا گریه یاری کن، حریص امن آغوشم

منو بشناس، که از یاد همه دنیا فراموشم
 
 
امروز داشتم به این فکر می کردم که بچه های کلاس چقدر
فعال هستن در زمینه های دیگر در دانشگاه به این نتیجه رسیدم
 که خیلی جالب و با حال بود
 
کلا پزشکی مهر ۹۰ داره دانشگاه رو اداره میکنه
که در ادامه توضیحات مفصلی میدم


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی
سلام و درود

امیدوارم که خستگیتون در رفته باشه تا حالا اگه نرفته توی این فرصت باقی مونده درش کنین!!!

قبل از انعقاد هر کلامی ، شعری:


از شيريني عشق كه,
لذتي نبردي!
قلبم را در سركه مي گذارم
تا شايد سال ها بعد,
از ترشي خاطره ها لذت ببري !!!

بازم از دیرکردمان از شما پوزش بسیار می طلبیم

امید که دلهای بزرگتان این حقیر را به خاطر جسارات و بی ادبی ها

و شوخی ها و ثبت خاطره ها که هرچند به مزاق

(شایدم مذاق یا مظاق یا مضاق یا .....!!!)

عده ای خوش نمی آید ببخشند و حلال کنند.

صمیمانه از شما خواستاریم اگر نقدی انتقادی گله ای عیبی ایرادی در محتوای وبلاگ و یا پیشنهادی در جهت حرکت به سمت جلو دارید ما را در جریان بگذارید تا نهایت سعیمان را در بهبود و اجرای هر چه بهتر به کار ببندیم

 
وقتي از غربت ايــــــام دلم ميگيرد
مرغ اميد من از شدت غم ميميرد
دل به روياي خوش خاطره ها ميبندم
بازهم خـــــاطره ها دست مرا ميگيرد
آنکه اميد دهد بر من و بر جان و دلم
تار مويش به هزارن کس و دنيا ندهم


برچسب‌ها: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی
سلام

ببخشید دیگه یکمی دیر شد برا این پسته!!!

نگرانمون شدید ؟!؟!

حق بدین انتخاب عکس از بین اووووووون همه عکس کاره بسی سخت و دشوار و وقت گیریه!!!

خلاصه بگم براتون که

بیخیال

الان یه شعر یهویی اومد تو ذهنم شاعرشم که معلومه  اونم بگمو بریم سراغه عکسا:

((گفتند دوره ی آخرالزمان است))

گاهی سبیل می گذارند و گاهی ریش

این ظاهرگرایان ظاهربین ظاهر اندیش

چه جنگی شده است، عشق یا بلهوسی

دارند تیشه به ریشه میزنند به دست خویش

و ادامه ی داستان

......


برچسب‌ها: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 | | نویسنده : دانشجویان پزشکی
سلامی خنک و تگری در این تابستان داغ و سوزان!!!

امیدوارم که غبار خستگی امتحانات طاقت فرسا از تنتون خارج شده و یا در روزهای آتی بشه

ترمی که گذشت

ترمی سرشار از خاطراته خوب و بد بود

از همان ثانیه های اولیه اش گرفته تا آن دقایقه آخری که ارام ارام ازمایشگاه پاتو و دانشکده رو ترک گفتیم

ما در نظر داریم در صورت رضایت شما در این پست و پست های اینده لحظاتی از خاطرات را با استفاده از دوربینهای همیشه در صحنه ی مان به تصویر بکشیم

در این ترم خیلی چیزها نوین شدندی و حرکتی تازه شروع شد

یکی از این جنبشها همین نوشتنه جزوه بود

در این پست به این می پردازیم!؟!؟!؟!


برچسب‌ها: خاطرات

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | | نویسنده : حمید مختاری
تاريخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393 | | نویسنده : حمید مختاری
سلام

مواردی ک در امتحان هست و جز حذفیات نیست:

کاردیومیوپاتی.بیماری های دریچه ای قلب و مادرزادی قلب.تومور قلب.استخوان.دیابت.

 



تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | | نویسنده : حامد مددی
سلام...



ادامه مطلب